چهار دوست
ماها شادیم و شادیو ذاتى داریم!
نویسندگان
نظر سنجی
درباره چه موضوعی براتون مطلب بذاریم





لینک دوستان

دیوانگی داشت به عدد 100 نزدیک میشد که عشق رفت وسط یک دسته گل رز و آرام نشست. دیوانگی فریاد زد : دارم میام ،دارم میام

همان اول کار تنبلی را دید. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود قایم شود! و بعد هم نظافت را یافت و خلاصه نوبت به دیگران شد اما از عشق خبری نبود. دیوانگی دیگر خسته شده بود که حسادت حسودیش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است. 

دیوانگی با هیجان زیادی یک شاخه از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گل های رز فرو کرد. صدای ناله ای بلند شد.

عشق از داخل شاخه ها بیرون آمد ، دستهایش را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتهایش خون می ریخت.

شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود. دیوانگی که خیلی ترسیده بود با شرمندگی گفت: حالا من باید چه کار کنم؟ چگونه میتوانم جبران کنم؟ عشق جواب داد: 

مهم نیست دوست من ، تو دیگه نمیتونی کاری بکنی ، فقط ازت یه خواهش دارم که از این به بعد یار من باشی. همیشه و همه جا همراهم باشی تا من راه را گم نکنم. و از آن روز به بعد تا همیشه عشق و دیوانگی همراه تمام آدمهای عاشق شدند و با یکدیگر به  احساس تمام عاشق ها سرک میکشند




[ دوشنبه 25 بهمن 1389 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ غزال !! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
گروه نویسندگان ما کمی تغییر کرده و دو نفر حذف و دو دوست عزیز به ما اضافه شدن
امیدواریم به همراه دو دوست عزیزمون (سنا و مه سیما) این وبلاگ رو بهتر و جذاب تر کنیم
4دوست.کیمیا
با تشکر(لطفا نظر یادتون نره)
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس