چهار دوست
ماها شادیم و شادیو ذاتى داریم!
نویسندگان
نظر سنجی
درباره چه موضوعی براتون مطلب بذاریم





لینک دوستان
جرم من عاشقی بود ، جرم تو شکستن یک قلب عاشق.
در این دادگاه ،اعتراف میکنم اشتباه کرده ام که عاشق شدم…. اما تو همچنان سکوت کرده ای.
کاش تو نیز اعتراف میکردی که قلبم را شکستی، شاهد قلب شکسته ام، دو چشم خیسم است.
اشتباه کردم که قلب کوچک و پر از دردم را وارد این بازی پوچ کردم ، نمیدانستم این بازی برد و باخت دارد ، زیرا من تنها به لحظه هایش می اندیشیدم.
با اینکه می دانستم عشق دلتنگی ، اشک ، غم ، غصه و جدایی دارد  اما باز عاشق شدم، عاشق شدم و در پایان نیز  قلبم به عزای عشق نشست.
اگر جرم من عاشقی بود ، جرم تو سنگین تر بود ، تو یک قلب عاشق را شکستی.
تو احساس را در وجود من کشتی و زندگی ام را به مرز نابودی کشاندی.
حالا تو بگو ای سرنوشت ، قاضی این دادگاه  ، من محکومم یا آن بی وفا.
سرنوشت چیزی نگفت ، چون خودش در این بازی نقش داشت.
در این سوی دادگاه ، من سرگردان و در سوی دیگر سرنوشت و آن بی وفا.
سرنوشت رای را به سود آن بی وفا اعلام کرد و مرا محکوم به حبس ابد در قلب تنهایی ها کرد.
حالا من مانده ام و تنهایی ها. احساس آرامش میکنم با اینکه در قلب تنهایی ها زندانی ام. نه غصه ای از عشق در دل دارم و نه دلتنگ کسی میشوم.
نه انتظار می کشم و نه حسرت.
کاش از همان اول در این گوشه ، در کنار یار با وفایم یعنی تنهایی اسیر میشدم.
کاش هیچگاه عاشق نمی شدم.
ای بی وفا تو مجرم بودی اما من محکوم شدم و اینک تو آزادی و من اسیرم.
 آری سرنوشت ، مرا  اسیر تنهایی ها کرد اما تو را در سرزمین خوشبختی ها رها کرد.


[ پنجشنبه 21 بهمن 1389 ] [ 06:01 ب.ظ ] [ غزال !! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
گروه نویسندگان ما کمی تغییر کرده و دو نفر حذف و دو دوست عزیز به ما اضافه شدن
امیدواریم به همراه دو دوست عزیزمون (سنا و مه سیما) این وبلاگ رو بهتر و جذاب تر کنیم
4دوست.کیمیا
با تشکر(لطفا نظر یادتون نره)
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس