چهار دوست
ماها شادیم و شادیو ذاتى داریم!
نویسندگان
نظر سنجی
درباره چه موضوعی براتون مطلب بذاریم





لینک دوستان

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟

میگم پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟

میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن

 

 

پارتی بودیم ... ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن ...

رفیقم میگه دارن میرقصن!؟

پَـــ نَ پَــــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده

 

 

بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین ...

تازه میپرسه خورد به دستت؟

پَـــ نَ پَـــ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی

 

 

یارو با موتور زده بهم ....خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ من خودنویسم جوهرم پس داده

 

 

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید

دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره

 

 

به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان آبم بیار بهم میگه تشنته ای؟ میگم:پـَـَـ نَ پـَـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم

 

 

رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چند تا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم

 

 

دختره داره غرق میشه میگم دستتو بده به من میگه می خوای نجاتم بدی؟!

پَـــ نَ پـَـــ میخوام واست لاک بزنم!

 

 

 

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟ میگه واسه عکس گرفتن ؟ پَـــ نَ پَـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم !!! بعد میخنده میگه 6 وقت داریم . بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره ؟ میگه پَـــ نَ پَــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم .

 

 

به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟

پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه ....

 

 

رفتیم کوه ... دارم چوب جمع میکنم ...

میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟

پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت ...

 

 

مانتوش كه كوتاهه، آرایششم که شبیه جن و پری شده ... حالا بماند که موهاش قرمزه !

میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟!

پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی

 

 

دارم به خواهر زادم دیکته میگم ... رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟!

پَ نـــ پَ بقیشو رو فرش بنویس !




[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 03:05 ب.ظ ] [ شیما !! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
گروه نویسندگان ما کمی تغییر کرده و دو نفر حذف و دو دوست عزیز به ما اضافه شدن
امیدواریم به همراه دو دوست عزیزمون (سنا و مه سیما) این وبلاگ رو بهتر و جذاب تر کنیم
4دوست.کیمیا
با تشکر(لطفا نظر یادتون نره)
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس